﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>تاریخ فلسفه</JournalTitle>
      <ISSN>2008-9589</ISSN>
      <Volume>16</Volume>
      <Issue>1</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2025</Year>
        <Month>12</Month>
        <Day>16</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle>Editor's Note</ArticleTitle>
    <VernacularTitle>يادداشت سردبير</VernacularTitle>
    <FirstPage>3</FirstPage>
    <LastPage>4</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>حسین</FirstName>
        <LastName>کلباسی اشتری</LastName>
        <Affiliation>دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2025</Year>
      <Month>12</Month>
      <Day>16</Day>
    </History>
    <Abstract>&lt;p&gt;&amp;laquo;طبیعت&amp;raquo; و &amp;laquo;محیط زیست&amp;raquo; دو واژه از زمرة واژگانی هستند که در روزگار ما از آنها بسیار نام میبرند و بصورتهای مختلف در گزارشها و خبرها و رویدادهای روزانه، در سراسر جهان انعکاس می&amp;zwnj;یابند. این انعکاس البته بار معنایی متفاوتی با گذشته دارد و اکنون بسبب اشتهای سیری&amp;zwnj;ناپذیر بشر در استخراج ذخایر و منابع و دخالتهای روزافزون و تصرفات گستردۀ آدمی، بتدریج معنای اصیل، نشاط&amp;zwnj;آفرین و الهام&amp;zwnj;بخش خود را از دست داده و در عوض، مکان و صحنه&amp;zwnj;یی سراسر آلوده و بحران&amp;zwnj;زا را به ذهن متبادر میکند. براستی منشأ این دگرگونی و دگردیسی چیست؟ و چرا برخلاف گذشته، نگرانی از تخریب و زوال طبیعت رو به افزایش است؟ قرنهای متمادی، آدمی از محیط پیرامونی خود برای کسب آرامش، تجدید قوا و رفع نیازهای اصلی و اولیه خود بهره میگرفت و مهمتر از همه، &amp;laquo;طبیعت&amp;raquo; بسان طرح و الگویی اعلی، برای خلاقیتهای هنری و صنعتی لحاظ میشد و بزبان فلسفی، آدمی همواره در کار &amp;laquo;تقلید&amp;raquo; و &amp;laquo;محاکات&amp;raquo;، از طبیعت الهام میگرفت و میگیرد. به زبان مابعدالطبیعی و دینی، تمامی مظاهر هستی، کیهان و افلاک، و ازجمله &amp;laquo;طبیعت&amp;raquo;، نشانه&amp;zwnj;های (آیات) خلقت و آثار صُنع آفریننده است و آدمی با نظر بهمین نشانه&amp;zwnj;ها، میتواند راه خود را در نظر و حتی در عمل، پیدا کند. میدانیم که نقش طبیعت در تمامی دانشها، صنایع و هنرها آشکار است و در صورت فقدان چنین منبع الهام و خلاقیتی، تصور ظهور حتی یک اثر علمی و هنری بدست بشر منتفی است. و نیز میدانیم هر آنچه ساکنان طبیعت از آن طلب کرده&amp;zwnj;اند، بیدریغ و بیمنّت در اختیار آنان قرار داده است. با اینهمه، این ساکنان ـ&amp;zwnj;و درواقع میهمانان&amp;zwnj;ـ ناسپاسِ نسبت به میزبان، نه&amp;zwnj;تنها آداب شکرگذاری از میزبان را بجا نیاوردند، بلکه دست تاراج و یغما را دراز کرده و دارایی خدادادی را در مسیر خلاف فطرت و طبیعت بکار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون، اندیشمندان و فیلسوفان هرچه که دربارة &amp;laquo;فلسفه محیط زیست&amp;raquo; بگویند و بنویسند و بهر میزان که سازمانها و دستگاههای عریض و طویل، درصدد نگاهبانی از میراث رو به زوال منابع طبیعی تلاش کنند، در گوش ناشنوای صاحبان قدرت تکنولوژی اثر نمیکند و چنانکه در کتاب خدا توصیف شده است، بشر بدست خویش، خود را تباه میسازد، مگر آنکه به فطرت سلیم و آموزه&amp;zwnj;های وحی بازگردد و از سرکشی در مقابل قانون الهی منصرف شود. به امید آن روز.&lt;/p&gt;</Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;&amp;laquo;طبیعت&amp;raquo; و &amp;laquo;محیط زیست&amp;raquo; دو واژه از زمرة واژگانی هستند که در روزگار ما از آنها بسیار نام میبرند و بصورتهای مختلف در گزارشها و خبرها و رویدادهای روزانه، در سراسر جهان انعکاس می&amp;zwnj;یابند. این انعکاس البته بار معنایی متفاوتی با گذشته دارد و اکنون بسبب اشتهای سیری&amp;zwnj;ناپذیر بشر در استخراج ذخایر و منابع و دخالتهای روزافزون و تصرفات گستردۀ آدمی، بتدریج معنای اصیل، نشاط&amp;zwnj;آفرین و الهام&amp;zwnj;بخش خود را از دست داده و در عوض، مکان و صحنه&amp;zwnj;یی سراسر آلوده و بحران&amp;zwnj;زا را به ذهن متبادر میکند. براستی منشأ این دگرگونی و دگردیسی چیست؟ و چرا برخلاف گذشته، نگرانی از تخریب و زوال طبیعت رو به افزایش است؟ قرنهای متمادی، آدمی از محیط پیرامونی خود برای کسب آرامش، تجدید قوا و رفع نیازهای اصلی و اولیه خود بهره میگرفت و مهمتر از همه، &amp;laquo;طبیعت&amp;raquo; بسان طرح و الگویی اعلی، برای خلاقیتهای هنری و صنعتی لحاظ میشد و بزبان فلسفی، آدمی همواره در کار &amp;laquo;تقلید&amp;raquo; و &amp;laquo;محاکات&amp;raquo;، از طبیعت الهام میگرفت و میگیرد. به زبان مابعدالطبیعی و دینی، تمامی مظاهر هستی، کیهان و افلاک، و ازجمله &amp;laquo;طبیعت&amp;raquo;، نشانه&amp;zwnj;های (آیات) خلقت و آثار صُنع آفریننده است و آدمی با نظر بهمین نشانه&amp;zwnj;ها، میتواند راه خود را در نظر و حتی در عمل، پیدا کند. میدانیم که نقش طبیعت در تمامی دانشها، صنایع و هنرها آشکار است و در صورت فقدان چنین منبع الهام و خلاقیتی، تصور ظهور حتی یک اثر علمی و هنری بدست بشر منتفی است. و نیز میدانیم هر آنچه ساکنان طبیعت از آن طلب کرده&amp;zwnj;اند، بیدریغ و بیمنّت در اختیار آنان قرار داده است. با اینهمه، این ساکنان ـ&amp;zwnj;و درواقع میهمانان&amp;zwnj;ـ ناسپاسِ نسبت به میزبان، نه&amp;zwnj;تنها آداب شکرگذاری از میزبان را بجا نیاوردند، بلکه دست تاراج و یغما را دراز کرده و دارایی خدادادی را در مسیر خلاف فطرت و طبیعت بکار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون، اندیشمندان و فیلسوفان هرچه که دربارة &amp;laquo;فلسفه محیط زیست&amp;raquo; بگویند و بنویسند و بهر میزان که سازمانها و دستگاههای عریض و طویل، درصدد نگاهبانی از میراث رو به زوال منابع طبیعی تلاش کنند، در گوش ناشنوای صاحبان قدرت تکنولوژی اثر نمیکند و چنانکه در کتاب خدا توصیف شده است، بشر بدست خویش، خود را تباه میسازد، مگر آنکه به فطرت سلیم و آموزه&amp;zwnj;های وحی بازگردد و از سرکشی در مقابل قانون الهی منصرف شود. به امید آن روز.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">فلسفه محیط زیست</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://hop.mullasadra.org/en/Article/Download/52490</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>